خرید بک لینک
کتاب «بام بلند همچراغی» از کتابهای خوب و رضایتبخشی بود که امسال خواندم. تسلط مصاحبهگر (سعید پورعظیمی) بر موضوعها و مباحث و رویدادهای زندگی و شعر شاملو صدها آفرین دارد. در سوالهایی که از آیدا مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران رضایی تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 18:00

«ماهی» از شعرهای زیبای نیمایی شاملوست که با بهترین شعرهای سپیدش برابری میکند. بیگمان یکی از دلایل این زیبایی وزن این شعر است. هر چند موسیقی از دیگر عناصر شعر جدا نیست، نکته مهم این است که شاعران نامدار در این وزن شعرِ بد کم سرودهاند. شاید این وزن زیبایی سرشتی داشته باشد! نمیدانم. مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن، یا به قول عروضیان «مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف» از وزنهای گوشنوازیی است که با شعر نوادامه مطلب

برچسب: ماهی,مضارع, نویسنده: مهران رضایی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 16:43

امینی بهمنیار عربزاده، نویسنده تاجیکستانی، داستانی دارد به نام «دانه در دستاس». شخصیت اصلی این داستان مردی است خمارزده و بیسروسامان به نام «میرک». خلاصه اینکه زن میرک زندگی آشفته شوهر را تاب نمیآورد و دست کودکانش را میگیرد و به خانه پدری میرود. میرک که از بازگشت زن و فرزندان نا امید میشود، به کمپیر (پیرزن) فالگیر و گرهگشا میپناهد. پیرزن میگوید باید چند تار موی زنت را بیاوری تا با این آادامه مطلب

برچسب: دانه,دستاس, نویسنده: مهران رضایی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 16:43

کتاب «پرتاب بومرنگ» دربردارنده مقالهها و یادداشتهایی درباره شعرهای عباس صفاری است. یادداشتی هم از من با عنوان «بندبازی بر واژگان» در این کتاب هست.

ناشر: آرادمان

پرتاب بومرنگ

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:44 توسط عباس سلیمی آنگیل |

برچسب: پرتاب,بومرنگ, نویسنده: مهران رضایی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 16:43

سخنی درباره «آموزشِ زبان مادری» و «آموزش به زبان مادری» ای بسا هندو و ترک همزبان... پیش از آغاز سخن، امیدوارم این بحث گشایشی باشد برای پرداختن به سویههای ناپیدای «آموزش به زبان مادری» در ایران. عموم کسانی که به «آموزش به زبان مادری» باور دارند، تنها به چند اصطلاح تراشنخورده و گنگ استناد و بسنده میکنند و از حق شهروندی و مبانی حقوقبشریِ چنین آموزشی سخن میگویند. این مسئله بیگمان مانند هندوانهای سربسته است و تا شکافته نشود، از چندوچونش آگاه نخواهیمبود. در اینجا کوشش من این است که در حد توانم ریزتر و اجراییتر آن را بنگرم و از سخنان قالبی بپرهیزم. الف) آموزش به کدام زبان مادری؟ ادامه مطلب

برچسب: سخنی,درباره,«آموزشِ,زبان,مادری»,«آموزش,زبان,مادری», نویسنده: مهران رضایی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:42

«ماهی» از شعرهای زیبای نیمایی شاملوست که با بهترین شعرهای سپیدش برابری میکند. بیگمان یکی از دلایل این زیبایی وزن این شعر است. هر چند موسیقی از دیگر عناصر شعر جدا نیست، نکته مهم این است که شاعران نامدار در این وزن شعرِ بد کم سرودهاند. شاید این وزن زیبایی سرشتی داشته باشد! نمیدانم. مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن، یا به قول عروضیان «مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف» از وزنهای گوشنوازیی است که با شعر نو فارسی پیوند خورده است. نمیتوانم با قطعیت بگویم اما به احتمال بسیار اگر آماری -در شعر نیمایی- گرفته شود، درمییابیم که شمار شعرهای ماندگار این وزن از شمار شعرهای ماندگار دیگر وزنها بیشتر است. برخی ادامه مطلب

برچسب: ماهی,مضارع, نویسنده: مهران رضایی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:42

امینی بهمنیار عربزاده، نویسنده تاجیکستانی، داستانی دارد به نام «دانه در دستاس». شخصیت اصلی این داستان مردی است خمارزده و بیسروسامان به نام «میرک». خلاصه اینکه زن میرک زندگی آشفته شوهر را تاب نمیآورد و دست کودکانش را میگیرد و به خانه پدری میرود. میرک که از بازگشت زن و فرزندان نا امید میشود، به کمپیر (پیرزن) فالگیر و گرهگشا میپناهد. پیرزن میگوید باید چند تار موی زنت را بیاوری تا با این آینه لبپریده و ... مشکلت را حل کنم. میرک به موی زنش دسترسی ندارد. به آغل میرود و چند تار از موی بز را میچیند و برای پیرزن میبرد. نیمههای شب در خانه (اتاقش) را محکم میکوبند. میرک از خواب میپرد، بادامه مطلب

برچسب: دانه,دستاس, نویسنده: مهران رضایی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:42

ایالت خودمختار ارومیه در آذربایجان غربی چه خبر است؟ بگذارید از اینجا بیاغازم؛ یکی از افتخارات تمدن ایرانی تکثر آن است. این تکثر و چندگانگی چیز تازهای نیست. ایران همیشه جایگاه اقوام و زبانها و فرهنگهای گوناگون بوده است. این گوناگونی خللی بر همگرایی ایرانی وارد نکرده و نخواهد کرد. سالها پیش از عصر ملتسازیهای زورکی و تقلبی ایرانیان یک ملت بودهاند. اگر در قرن بیستم در کشور همسایه ما، ترکیه، چندین نسلکشی برای همگونسازی و ملتسازی رخ داد و در ایران شاهد چنین فجایعی نبودیم، به همین ویژگی بازمیگردد. اگر در آمریکا سرخپوستان قتلعام شدند و در اروپا صدها زبان پس از انقلاب کبیر فرانسه نابود شادامه مطلب

برچسب: ابالت,خودمختار,ارومیه, نویسنده: مهران رضایی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:42

آدمهایی که پیرانهسر همه چیز را از دسترفته میبینند، بسیار خطرناکاند؛ چیزی برای از دست دادن ندارند. به سیاهی رسیدهاند و بالاتر از سیاهی رنگی نیست. جوان که باشی هنوز امیدی هست که شاید- به قول سعدی- آخری بود آخر شبان یلدا را! اما سالدیدگان...؟! خب، اگر از توده مردم باشند، به جان زن و فرزند و همسایه میافتند؛ غرولند میکنند، زیر لب نجوا میکنند و حتی ممکن است در بوستانهای شهر توپ فوتبال کودکان را پاره کنند و دشنام رکیک بگویند. اگر از روشنفکران یا روشنفکرنمایان باشند و پی ببرند که هم جوانی خود را تباه کردهاند و هم در تباهی میلیونها نفر بی نقش و بی تاثیر نبودهاند، آن وقت اوضاع فرق میکندادامه مطلب

برچسب: شدتی,فرج,ندارد, نویسنده: مهران رضایی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:42

«آدمی را از چهار چیز ناگزیر بود. اول نانی دوم خُلقانی سوم ویرانی چهارم جانانی». این را عنصر المعالی در کتاب قابوسنامه از زبان ابوسعید ابوالخیر نقل میکند. (قابوسنامه، تصحیح غلامحسین یوسفی، 1380، ص 82 ) به گمانم در اسرارالتوحید یا «مقامات»های دیگرِ ابوسعید نیامده است. شاید هم آمده و حافظه من مشکل دارد. نان در پایه هرم است و جانان (دلدار، معشوق) در سر هرم. خلقان (پوشاک) و ویران (خانه، مسکن) در میانهاند. بسیار تیزبینانه است. کهنتر از هرم مازلو است و حق تقدم دارد. ابوسعید ابوالخیر از مهترین آدمهای عصر اسلامیِ ایران است. برای شناخت او باید به کتاب اسراادامه مطلب

برچسب: هرم,ابوسعیدی, نویسنده: مهران رضایی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:42

کتاب «پرتاب بومرنگ» دربردارنده مقالهها و یادداشتهایی درباره شعرهای عباس صفاری است. یادداشتی هم از من با عنوان «بندبازی بر واژگان» در این کتاب هست.

ناشر: آرادمان

پرتاب بومرنگ

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:44 توسط عباس سلیمی آنگیل |

برچسب: پرتاب,بومرنگ, نویسنده: مهران رضایی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:42

به نگر من -ضمن احترام به خودم و تمامی دوستان و خوانندگان- انسان گونهای از پستانداران است با ویژگیهایی پسندیده و ناپسند که در سیر فرگشتی خود بدانها دست یافته یا آنها را برگزیده است؛ معجونی از خصایل؛ مهربانی و جانفشانی و جوانمردی از سویی، کینه و خودخواهی و نامردمی از سوی دیگر. پس نه قهرمان مطلق میشناسم و میفهمم و نه ضدقهرمان مطلق. چند سالی هم هست که به هیچ مرامی از چپ و راست باور ندارم و میدانم هیچ ایسمی آدمی را خوشبخت نمیکند. تنها آموختن و پی بردن به ایستار خود در این فضای بیکران هستی است که کمی رضایتبخش است و خرسندی میآورد؛ پی بردنادامه مطلب

برچسب: ما را همه شب نمی برد خواب هانی نیرو,ما را همه شب نمی برد خواب ای خفته روزگار دریاب,ما را همه شب نمیبرد خواب دانلود,دانلود آهنگ ما را همه شب نمی برد خواب هانی نیرو,دانلود آهنگ ما را همه شب نمیبرد خواب,دانلود تصنیف ما را همه شب نمیبرد خواب,متن آهنگ ما را همه شب نمیبرد خواب,تصنیف ما را همه شب نمیبرد خواب,معنی شعر ما را همه شب نمیبرد خواب, نویسنده: مهران رضایی تاريخ: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 1:52

مرز شعر دیداری و هنرهای تجسمی در کجاست؟ 1. در ادبیات داستانی- اگر بازیهای زبانی را به کناری نهیم- و در تمام آثار روایی با بزرگترین واحد زبان، یعنی جمله، سر و کار داریم. در شعر سر و کارمان با کلمه است. فرمالیستها شعر را رستاخیز واژگان میدانستند. البته میشود باز هم کوتاه آمد و به اعتبار شعرآوا و زائوم، شعر را رستاخیز «واج»ها دانست، اما فعلا همان تعریف را میپذیریم. عاملی که شعر را به موسیقی نزدیک میکند همین است؛ در موسیقی با نتها روبهروییم و در شعر با واجها و کلمهها. هر دوی اینها را با گوش میتوان و باید شنید، اما نقاشی را با چشم باید دید. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران رضایی تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 13:21

بخش سوم و پایانی 3 مامان پیش از این که برود بیدارم کرد. در خواب و بیداری پرسیدم: «پس چی شد؟ مگر قرار نبود از امروز نروی سر کار؟» گفت: «ناهارت توی یخچال است. شام که نخوردی، ناهارت را بخور.» از دستشویی که برگشتم مامان رفته بود. ساق پایم هنوز درد میکرد و جای لگد لامی کمی کبود شده بود. کنار سفرهی صبحانه نشستم و چند لقمه گرفتم و کمی هم پنیر جلوی کلاغ ریختم و از خانه بیرون رفتم. از ته اتابک سوز سردی میآمد. از کنار خانهشان گذشتم؛ فقط پنجره و پردهای آویخته! دیروز فرصت نشد که با زینب خانم مفصل حرف بزنم. میخواستم ازش بپرسم چقدر مطمئن است و اصلا آیا لیلا را میادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران رضایی تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 20:47

نام «قاضی»های مهاباد، با فرهنگ و سیاستِ یک سدهی اخیر ایران گره خورده است؛ مردان این خاندان، هم قدرت مذهبی داشتند و هم سیاسی. البته از امروزشان بیخبرم. «قاضی محمد» و «محمد قاضی» دو تن از این خانداناند که نه تنها در نام وارونهی هماند، در کام و آرزو هم خلاف یکدگر خواستند و رفتند. دهم فروردین 1326 خورشیدی (1947 میلادی) قاضی محمد - پدیدآورِ جمهوری مهاباد- به جرم خیانت و تجزیهطلبی و..، به دار آویخته شد. دربارهی قاضی محمد و جمهوری مهاباد همان سخن تکراری و همیشگی خود را خواهم گفت: «آنچه را که کردها در عراق و ترکیه و سوریه با جدایی به دست میآورند، کردادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران رضایی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 19:05

صفحه بندی